نظریه حاکمیت در دیدگاه اسلام
16 بازدید
محل نشر: معرفت » تیر 1386 - شماره 115 (12 صفحه - از 27 تا 38)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
«حاکمیت»، مهم ترین وجه تمایز و قوام «دولت ها» و اندیشه ای تأثیرگذار در شناسایی و نحوه سامان یابی اقتدار حاکمان می باشد. در اندیشه سیاسی غرب، نخست این مفهوم به «اقتدار مطلق و نامحدود فرمانروا»، که توان تحدید آن تنها تحت اراده خداوند می باشد، مورد تأکید و پذیرش قرار گرفت. اما ظهور شیوه های استعماری و دخالت های قیم مآبانه دولت های مقتدر همراه با شروع نهضت های آزادی خواه و وقوع تحوّلات در نظام های سیاسی حاکم بر اروپا، نظریه پردازان غرب را بر آن داشت که «حاکمیت» را با شناسه «حاکمیت ملّی» و نشأت گرفته از حقوق ملت معرفی نمایند. ابهام ها و نقایص هر یک از این رویکردها در ساحت اندیشه سیاسی غرب، عمدتاً ناشی از دوری فیلسوفان غربی از آموزه های وحیانی اصیل برای تبیین و تفسیر واقعی اقتدار می باشد. آنچه با الهام از آموزه های دین مبین اسلام در نمایاندن حقیقت حاکمیت می توان بیان داشت، آن است که حاکمیت دولت صرفاً در استمرار ولایت تشریعی حق تعالی است; امری که در صورت اقبال و پذیرش آحاد جامعه، به واسطه مأذونان الهی، فرصت تحقق و عینیت در جامعه بشری خواهد داشت. کلیدواژه ها: دولت، حکومت، اقتدار مطلق، حاکمیت ملّی، مشروعیت، ولایت تکوینی، ولایت تشریعی.
آدرس اینترنتی